دل به سایه ها سپردی
توکه گفتی بی تو هرگز
پس چی شد ازم بریدی
هانیه مستانه
تاریک تاریک
سیاه سیاه
زندگی شد تباه
به کام گناه
دلت پیش ماه
هم زبون با اه
اسیر یه نگاه
منتظر به راه
هانیه مستانه
آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.
در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند
و این است عشق واقعی.
انا سن بیر ملک سن سنی چوخ چوخ سویرم سن
گلوم سن انا سن اولماسان دنیادا گوتاراجاخ سن
اولماسان بهار اولمازگل سن خاطر سجده الیر چیچک لر
سن خاطر اچدیلار سن هر یره ایاخ گویسان او یر بهار
اولار
الله هامی انالاری سلامت اله
مادر تو یک فرشته ای تو رو خیلی خیلی دوست دارم
تو گلم هستی مادر تو نباشی دنیا تموم می شه تو
نباشی بهار نمی شه گل بخاطر تو سجده می کنه
شکوفه ها بخاطر تو باز میشه تو هر جا پا می زاری
اونجا بهار می شه
خدایا همه مادرهارو سلامت کن
گاباخ دان گاباخ بایرامیز مبارک اولسون
پیشا پیش عیدتون مبارک
هانیه مستانه
خدا رو شکر که تو فلسطین بعد از هشت روز اتش بس شد و کودکان و زنان و مردان فلسطینی به اسایش و ارامش رسیدن به امید اون روزی که در هیچ کجای جهان جنگ یا ظلم و ستمی نباشه همه کشورها بدون هیچ انگیزه ای با هم دوست باشن وبرای به کمال رساندن هم تلاش کنن به امید اون روز
>>> ادامه مطلب <<<
دیوارها چه بی رحمند میان من وتو زنجیرها چه بی دوامند میان من وتوفریاد زن از این زمانه شکوه کن این حق توست ای برادر دیواره با صدای خروشان تو به لرزه در می ایند و زنجیرها در برابر ابهتت تکه تکه می شوند فریاد زن و شکوه کن هر چند بگویند هر چند بگویند یک صدا صدا نمی شود تو می توانی اگر بخواهی
هانیه مستانه
غم رفتن توی جونم توی خونم
نمی خوام غریب بمونم
می دونی تنها می مونم
بزار که برا ت بمونم
دیگه خسته و اسیرم
می دونم بی تو میمیرم
اسم توهستی جونم
بی تو من تموم کارم
اسم تو ورد زبونم
تا اخر برات می مونم
بذارکه باتو بمونم
با تو من جوون می مونم
می دونم تنها می مونم
بی تومثل خزون می مونم
نرو دیگه نمی خوام تنها بمونم
نرودیگه نمیخوام شعرتنهائی روبازم بخونم
هانیه مستانه
فردایی که همه از ان سهم داریم
نه ظلمی هست نه تبعیضی
وفردا روز دیگریست ....
هانیه مستانه
گرگ هم بازوزه باد هم اواز می شود
من می مانم تو می مانی
تو که سالهاست از من دوری
با همان نگاه سرد
هانیه مستانه
ستاره های پا پتی
گم شدن و نیست توی راه
فانوسک رفاقتی
به هر کی میخوای دل بدی
دل میکنه به راحتی
دنیا چه الوده شده
به رسم بی صداقتی
پاهای عشق و عاشقی
تاول زده بگی نگی
انگار تموم زندگی
گرفته بوی گهنگی
باید با دنیا کاری کرد
بیشتر از اینا نشه بد
به پای عشق و عاشقی
مرحم دلدادگی زد
باید دوباره تازه شد
توی هوای رابطه
باید دوباره خط کشید
رو هر چی رسم غلطه


